مسئله ی دین نزد پدیدارشناسان کلاسیک دین، ماهیتی منحصربهفرد، متمایز و مجزا دارد که هرگز قابلتحویل به امری تاریخی، اجتماعی و سیاسی نیست و باید درجایگاه و ارزش خودش یعنی دارای ذات دینی، مقدس و فراتجربی در نظر گرفته شود. در اینجا به روش تحلیلی-انتقادی به نقد مبانی و مفروضات منحصربهفرد بودن دین پرداخت میشود. پیامدهای این نگاه به پدیده دین عبارت اند از: ذاتمحوری که باعث تحویل کثرت به وحدت و تاریخزدایی و تعمیمسازی از پدیدارهای دینی میشود و بدون توجه به بسترها و تفاتهای اجتماعی و فرهنگی، ساختارها و الگوهای غیرتاریخی محض مطالعه میشود. از اینرو کارکرد اینجهانی دین مغفول میماند. مستلزم تصور الهیاتی، ایدئولوژیکی و مدافعانه، فرض امر متعالی، متافیزیکی و توجه به کانون دین و واقعیت وجودی آن و جایگزینی عمل دینی بهجای مطالعه دین است. قیاس ناپذیری، گریز از تبیین و اکتفا به توصیف محض پدیدارهای دینی و تصدق باور دیندار درجهت حفظ جایگاه و ارزش دین و لذا محصول آن. یافتههای شخصی، غیرواقعی دفاعناپذیر و فاقد ارزش علمی است.